عز الدوله - ملكونوف

33

سفرنامه ايران و روسيه ( فارسى )

قدرى كشتى توقف نمود . تلگراف به حاجى ترخان كردند . در نيمه شب كشتى راه افتاد و راحت بوديم . شنبه دوازدهم [ رجب ] و هفتم مه ماه : امروز صبح باد قدرى كشتى را حركت مىداد . و كشتى از مقابل پتروسكى مىگذرد . از سمت مقابل كه طرف مشرق است قره‌بغاز « 11 » است . كپيتان مىگفت آب از اين دريا به آن خليج هميشه جارى است . آب آنجا تلخ بود و شورتر از درياست ، به حدى كه ماهى زندگى نمىتواند بكند . طول درياى مازندران هزار و پانصد ورس ، عرض پانصد ورس . عميق‌ترين محل دريا پانصد و هفده ، [ ! ؟ ] شيرين است . يكشنبه 13 رجب و هشتم مه ماه : چند كشتى بادى از طرف حاجى ترخان نمايان شد كه به‌طرف بادكوبه مىرفتند . باد مساعد داشتند . دريا آرام بود . با كپيتان به تماشاى كشتى و آسياب چرخ آن رفتيم . عصر چند كشتى بخار بزرگ رو به جنوب مىرفت . يكساعت و نيم به غروب مانده به دهنه رودخانه ولگا رسيديم . كشتىهاى زياد نمايان شد كشتى بزرگى الكسندر نام به ما نزديك شد . كولونل كلاديشف آجودان مخصوص اعليحضرت امپراطور ، موسيو يحيى تىنف مترجم وزارت خارجه روس و ميرزا احمد خان قونسول ايران و جمعى ديگر به كشتى ما آمدند . با لباس رسمى معرفى شدند . كولونل به حاجى ترخان مىبايست برگردد ، اظهار كرد كه روز پانزدهم روز تاجگذارى است . لكن روز ورود ما شانزدهم خواهد بود . جهت پرسيدم ، گفت موافق نوشته [ اى ] كه وزير مختار ايران به وزير دول خارجه روس نوشته است كه شاهزاده در كليسا كلاه برنمىدارد ، از جانب اعليحضرت شاهنشاه ايران هم ماذون به كلاه برداشتن نيستند . بدين جهت كارگزاران دولت روس ورود ما را به روز شانزدهم قرار گذاردند . تغيير آن مشكل است .

--> ( 11 ) - متن : بقاز